درباره نویسنده
کرمی
قصد دارم در این وبلاگ مطالب مفیدی ارائه بدم
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • کرمی
صفحات اختصاصی
  • عکس ها
مطالب اخیر
  • میشه هواپیمای ما رو پس بدید آخه افتاده تو کشور شما !
  • محرم اومد دل ها شکسته .....
  • دکتر میربهادر قلی آریانژاد به رحمت ایزدی پیوست .
  • رشته ی پر طرفدار مهندسی صنایع...
  • رضا اسماعیلی شاعر بزرگ معاصر
کلمات کلیدی مطالب
  • محرم (۱)
  • مهندسی صنایع (۱)
  • صنایع (۱)
  • شاعران ایرانی (۱)
  • شعر پارسی (۱)
  • اسماعیلی (۱)
  • دانلود جزوه (۱)
  • رضا اسماعیلی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • آذر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • فروردین ۸٩
دوستان من
  • تازه های گوشی
  • خانواده تبیان
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

خوش اومدی
ادبیات
میشه هواپیمای ما رو پس بدید آخه افتاده تو کشور شما !
نویسنده: کرمی - ۱۳٩٠/٩/٢۳

کاریکاتور

نظرات ()



محرم اومد دل ها شکسته .....
نویسنده: کرمی - ۱۳٩٠/٩/٧

دوستان عزیز

رسیدن ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را تسلیت عرض نموده و می گوییم :

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتماست


باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظماست


این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهماست


گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است


گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است


در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانویغم است


جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدماست


خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین


* * *
کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا


گر چشمروزگار به رو زار می گریست
خون می گذشت از سر ایوان کربلا


نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردندکوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا


بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا


زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد
فریادالعطش ز بیابان کربلا


آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه یسلطان کربلا


آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد


* * *
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون  بیستونشدی


کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگونشدی


کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعله ی برق خرمن گردون دونشدی


کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی


کاشآن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی


کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه دریای خون شدی


آن انتقام گر نفتادی به روزحشر
با این عمل معامله ی دهر چون شدی


آل نبی چو دست تظلم  برآورند
ارکان عرشرا به تلاطم درآورند


* * *
برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا بهسلسله ی انبیا زد


نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند


آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوی خیرالنسازدند


بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها
افروختند و در حسن مجتبی زدند


وانگهسرادقی که ملک مجرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند


وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان
بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند


پس ضربتی کزان جگر مصطفیدرید
بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند


اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو
فریاد بردر ِ  حرم کبریا زدند


روح الامین نهاده به زانو سر حجاب

تاریک شد ز دیدن آن چشمآفتاب


* * *
چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید
جوش از زمین به ذروه عرشبرین رسید


نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب
از بس شکست ها که به ارکان دینرسید


نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمینرسید


باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمینرسید


یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشینرسید


پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روح الامینرسید


کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار
تا دامن جلال جهان آفرینرسید


هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیستبی ملال


* * *
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریده ی رحمت قلمزنند


ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم  کز گنه خلق دم زنند


دستعتاب حق به در آید ز آستین
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند


آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک
آل علی چو شعله ی آتش علم زنند


فریاد از آن زمان که جواناناهل بیت
گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند


جمعی که زد به هم صفشان شورکربلا
در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند


از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آنناکسان که تیغ به صید حرم زنند


پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبارگیسویش از آب سلسبیل


* * *
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار


موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد وبگریست زار زار


گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتی فتاد از حرکت چرخبی‌قرار


عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شدآشکار


آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حبابوار


جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار


با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی
روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار


وانگه ز کوفهخیل الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد


* * *
بر حربگاهچون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد


هم بانگ نوحه غلغلهدر شش جهت فکند
هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد


هرجا که بود آهویی از دشت پاکشید
هرجا که بود طایری از آشیان فتاد


شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت
چونچشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد


هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخم های کاریتیغ و سنان فتاد


ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمانفتاد


بی اختیار نعره ی هذا حسین زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد


پسبا زبان پر گله آن بضعةالرسول
رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول


* * *
اینکشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست


ایننخل تر کز آتش جانسوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست


این ماهیفتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست


این غرقهمحیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست


این خشک لب فتادهدور از لب فرات
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست


این شاه کم سپاه که باخیل اشگ و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست


این قالب طپان که چنینمانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین توست


چون روی در بقیع به زهرا خطابکرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد


* * *
کای مونس شکسته دلان حال ماببین
ما را غریب و بیکس و بی آشنا ببین


اولاد خویش را که شفیعان محشرند
درورطه ی عقوبت اهل جفا ببین


در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان
واندر جهان مصیبتما بر ملا ببین


نی ورا چو ابر خروشان به کربلا
طغیان سیل فتنه و موج بلاببین


تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهای سروران همه بر نیزه هاببین


آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام
یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین


آنتن که بود پرورشش در کنار تو
غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین


یا بضعةالرسول زابن زیاد داد
کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد


* * *
خاموش محتشم که دلسنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد


خاموش محتشم که ازین حرفسوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد


خاموش محتشم که ازین شعر خونچکان
دردیده ی اشگ مستمعان خون ناب شد


خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز
روی زمین بهاشگ جگرگون کباب شد


خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبهگلگون حباب شد


خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتابشد


خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد


تا چرخسفله بود خطایی چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد


* * *
ای چرخغافلی که چه بیداد کرده ای
وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای


بر طعنت این بساست که با عترت رسول
بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای


ای زاده زیاد نکرده استهیچ گه
نمرود این عمل که تو شداد کرده ای


کام یزید داده ای از کشتنحسین
بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای


بهر خسی که بار درخت شقاوتست
درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای


با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو
با مصطفیو حیدر و اولاد کرده ای


حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن
آزرده اش به خنجربیداد کرده ای


ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشردرآورند

نظرات ()



دکتر میربهادر قلی آریانژاد به رحمت ایزدی پیوست .
نویسنده: کرمی - ۱۳٩٠/٩/٧

دکتر میربهادر قلی آریانژاد به رحمت ایزدی پیوست .

دوستان عزیز

من هم از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدم

ایشان از اساتید بنام و برجسته ی دانشگاه علم و صنعت ایران بودند

این فقدان را به جامعه مهندسی صنایع ایران و خانواده ی ایشان تسلیت عرض می کنم

روحش شاد و یادش گرامی

محمد کرمی

نظرات ()



رشته ی پر طرفدار مهندسی صنایع...
نویسنده: کرمی - ۱۳٩٠/٦/۱٩

سلام دوستان 

این یک مطلب کاملا جدید از من است .

اگر جزوه ، کتاب  pdf ،پروژه و ... راجع به رشته مهندسی صنایع و یا درس های مختلف اعم از ارزیابی،طرحریزی و... خواستید در قسمت نظرات برام نام و نام خانوادگی و ایمیل تون را بگذارید تا براتون بفرستم

اگر اسم دانشگاهتون رو هم بذارین راحت تر کمک تون می کنم .

 

www.mashdid.persianblog.ir

نظرات ()



رضا اسماعیلی شاعر بزرگ معاصر
نویسنده: کرمی - ۱۳۸٩/۱/٢۸

رضا اسماعیلی/شاعر 

  رضا اسماعیلی

از رضا اسماعیلی در عرصه شعر، کتاب حنجره سرخ به همت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی منتشر شده. هم چنین نی نامه که یک مثنوی بلند است، گزیده ادبیات معاصر شماره 6 به کوشش انتشارات نیستان، بر آستان جانان که مجموعه اشعار آیینی است، آسمانی‌ها که مجموعه اشعار دفاع مقدس و پایداری است، عاشقانه‌های شرقی و از جنس باران که تقدیم به حضرت امام خمینی(ره) شده و عاشقانه‌های سرخ و بوی گل در می‌زند که مجموعه شعری است ویژه نوجوانان و آخرین اثر وی این مریم همیشه، که گزیده آثارش است، منتشر شده است.
او در مجموعه شعر بر آستان جانان که مجموعه اشعار آیینی است یک فصل را که مشتمل بر ده غزل است، اختصاص به امام زمان(عج) داده‌ است. 

اسماعیلی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اکثر محافل و مجامع ادبی و کنگره‌ها حضور فعال و مستمر داشته است، از جمله کنگره شعر دفاع مقدس که در اکثر این کنگره‌ها حضور داشته و جزو شاعران برتر بوده است. 

بعدها در جشنواره‌های دانشجویی که سال ها پیش به وسیله جهاد دانشگاهی برگزار می‌شد و هم چنین در جشنواره‌های دانشجویی که به وسیله وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برگزار می‌شد، به عنوان داور و دبیر جشنواره حضور داشت. 

حدود سه سال پیش نیز به عنوان دبیر جشنواره قلم زرین به وسیله انجمن قلم ایران انتخاب شد. در سال های اخیر نیز یعنی بعد از سومین جشنواره، در چهارمین دوره کتاب سال انجمن قلم و پنجمین دوره هم به عنوان داور بخش ادبی حضور فعال داشت. 

وی دبیر بخش شعر و ادبیات اولین نمایش گاه بزرگ فرهنگ عاشورا نیز بوده و سال گذشته نیز دبیری همایش دانشجویی از سر سطر را که بزرگ داشت قیصر امین‌پور بود، برعهده داشت.

این شاعر به صورت ذوقی از دوران راهنمایی، آثاری را به عنوان شعر می‌گفت و شعرواره‌هایی را می‌سرود و به خصوص در حوزه نثر نیز قلم می‌زد. در دوره دبیرستان این علاقه بیشتر شد، ولی عمده فعالیت خود را در حد نشریات مدرسه و روزنامه دیواری انجام می داد. 

بعد از انقلاب اسلامی با ورود به دانشگاه فعالیت اش رسمی‌تر شد و همکاری خود را با حوزه هنری تبلیغات اسلامی آغاز کرد و در جلسات نقد و بررسی شعر که در آن سال ها برگزار می‌شد، شرکت کرد و این همکاری با شورای شعر و موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه پیدا کرد. وی هم چنین دبیر سرویس فرهنگی مجلات شاهد بوده است. 

اولین نشریه‌ای که پس از انقلاب با آن همکاری داشته، نشریه عروة الوثقی بود که یک نشریه دانش آموزی و وابسته به حزب جمهوری اسلامی بود و بعد از آن با صفحه «در وادی ادبیات» روزنامه اطلاعات که از آغاز به کار این صفحه تا به حال با آن همکاری داشته و یک مدت هم دبیر فرهنگی و امور هنری ماهنامه تربیت بوده است که وابسته به معاونت تربیتی آموزشی و پرورشی بود. 

وی مدتی نیز در صفحه ادبی روزنامه ابرار مطلب می نوشت و نزدیک به ده سال است که دبیر سرویس فرهنگی فصل نامه علمی ـ پژوهشی طب و تزکیه بوده که وابسته به انتشارات معاونت فرهنگی و وزارت بهداشت است.
 
اسماعیلی یک کتاب با عنوان صدای مخملی شعر در دست چاپ دارد که در بردارنده مجموعه مصاحبه‌هایی است با بزرگان شعر دیروز و امروز. البته این مصاحبه ها قبلا با عنوان بوق اشغال در روزنامه جام جم چاپ شده، ولی وی همه را به صورت یک جا در آورده‌ که در حال حاضر انتشارات جام جم مشغول تایپ و صفحه آرایی مطالب کتاب است که ان شاء الله تا پایان سال به چاپ می‌رسد. 

کتاب در بردارنده مصاحبه و گفت وگوی تخیلی با 19 تن از بزرگان شعر دیروز و امروز از جمله عطار، مولانا، حافظ، سعدی، فردوسی، خیام، بیدل، شیخ بهایی، امام خمینی، شهریار، پروین اعتصامی و تعدادی از شعرای معاصر است. 

کتاب دیگری نیز که مجموعه مقالاتی است در حوزه نقد و بررسی شعر معاصر ایران تحت عنوان «از کلاغ تا کبوتر» زیر چاپ است. در این کتاب آثار تعدادی از شعرای انقلاب مورد بررسی قرار گرفته که طاهره صفارزاده، علی معلم، مشفق کاشانی، سید حسن حسینی، قیصر امین‌پور، احمد عزیزی و سید علی میرافضلی جزو این شاعران هستند.

به عقیده اسماعیلی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ذات انقلاب اسلامی اقتضا می‌کرد در حوزه شعر و ادبیات، روی ادبیات و شعر آیینی سرمایه‌گذاری بیشتری صورت گیرد که خوش بختانه این اتفاق صورت گرفت، ولی در دهه آغازین انقلاب اشعار یا آثاری که در حوزه ادبیات آیینی خلق شد بیشتر اشعار احساسی و شعار زده بود. هر چند که آن شعارها نیز، شعارهای ارزش مندی بود ولی در دهه دوم و سوم انقلاب شعرا با تجربه بیشتری که در حوزه شعر دینی کسب کردند توانستند آثار فاخرتر و ارزش مندی را خلق کنند و خوش بختانه امروز در حوزه ادبیات آیینی شاهد خلق آثار فاخر و مانایی هستیم. هر چند اگر بخواهیم یک آسیب شناسی بکنیم برخی از این آثار نقاط ضعفی هم دارند که اگر یک نقد علمی و حرفه‌ای در مورد این اشعار صورت گیرد مطمئنا می‌تواند سودمند باشد و به ارتقای ادبیات آیینی کمک کند. 

وی معتقد است: ما به عنوان یک مسلمان در واقع چشم به آینده موعود دوخته‌ایم و در واقع فلسفه انتظار هم اقتضا می‌کند که تلاش کنیم به این سمت و سو حرکت کرده و جامعه را به آن مقصد هدایت کنیم. من به عنوان یک شاعر مسلمان تلاش کرده‌ام در تمام آثارم یک رد پایی از انتظار دیده شود. مثلا زمانی که در مورد عاشورا هم شعر می‌گویم سعی می‌کنم این مهدویت و فلسفه انتظار به گونه‌ای در شعرم جلوه‌گر شود. بنابراین می‌توانم بگویم در تمام آثار من آن بینش و جهان بینی مهدوی وجود دارد. در مجموعه شعر بر آستان جانان که مجموعه اشعار آیینی است یک فصل مشتمل بر 10 غزل را به امام زمان(عج) اختصاص داده‌ام. 

وی بر این باور است: در حوزه شعر مهدوی پیش از انقلاب دو چهره شاخص داریم که این دو بزرگوار هم در قالب‌های سنتی و هم در قالب‌های نیمایی و آزاد اشعاری در رابطه با مهدویت دارند. یکی آقای موسوی گرمارودی است که به نوعی بنیان گذار شعر آیینی در پیش از انقلاب است و دیگری خانم طاهره صفارزاده که خود ایشان در مصاحبه‌هایی که انجام داده‌اند بیان داشته‌اند «شعر من شعر اندیشه است» و بر معناگرایی و معنامحوری در شعر خود تاکید ویژه‌ای دارند و با توجه به این که جهان بینی و ذهنیت این دو شاعر گران قدر متاثر از آموزه‌های دینی و مهدوی است به خصوص از فلسفه انتظار و مهدویت، در جای جای آثارشان می‌توان آن رد پای انتظار را مشاهده کرد.
 
البته شاعرانی هم بوده‌اند که صرفا در قالب‌های کلاسیک به سرودن اشعار مهدوی پرداخته‌اند که از چهره‌های شاخص آنها می‌توان به آقای محمد علی مجاهدی اشاره کرد و استاد حبیب چایچیان که در مجموعه «اشک‌ها بریزید» خود اشعار خوبی در مورد مهدویت سروده‌اند. پس از انقلاب اکثر قریب به اتفاق شعرا به موضوع مهدویت تعلق خاطر داشته‌اند و دفتر تمام شاعران انقلاب را اگر ورق بزنیم حتما به چند غزل یا شعر در مورد امام زمان(عج) برمی‌خوریم، ولی شاید این خلأ احساس شود که چرا شعرا به صورت مستقل کاری در مورد مهدویت انجام نداده‌اند. چنان که ما در حوزه شعر عاشورایی شاهد خلق آثار فراوانی هستیم، ولی در حوزه شعر مهدوی متاسفانه این اتفاق رخ نداده است و شاعران باید جلودار این حرکت شوند و به تولید آثاری مستقل در این حوزه بپرازند. 

اسماعیلی در مورد تفاوت دیدگاه شاعران جوان و شاعران پیشکسوت در مورد مهدویت چنین می گوید: طبیعتا جوانان در حوزه شعر و ادبیات طالب خطر کردن و نوآوری هستند و در واقع دوست دارند خلاف جریان آب حرکت کنند، از همین رو دنبال مضامین تازه‌تر، بکرتر و زدن حرف‌های نوتر هستند یعنی در واقع حرفی از جنس زمان می‌خواهند ارائه دهند و این خیلی چیز خوبی است. این نوآوری، نوگویی و جوان گرایی در شعر چیز فرخنده و مبارکی است و حتی مقام معظم رهبری نیز در دیدار سال گذشته با شاعران در ماه مبارک رمضان و شب ولادت امام حسن مجتبی(ع) تاکید کردند که متولیان و سیاست گذاران فرهنگی باید بیشتر شعر جوانان را دریابند و اشعار شعرای جوان را چاپ کنند، چون جوانان با نوآوری آثار زیاد و خوبی را خلق کرده‌اند که نیاز به حمایت و پشتیبانی مسئولان دارد، ولی پیشکسوتان و کسانی که سالهاست در این عرصه فعالیت می‌کنند احساس می‌شود که بیشتر از سر ادای تکلیف به این حوزه نگاه می کنند که خوب چون ما مسلمان هستیم و یک رسالتی را بر دوش داریم و باید تکلیف خودمان را ادا کنیم باید شعر دینی بگوییم. صرف ادای تکلیف ارزشمند است ولی اگر این ادای تکلیف همراه با نوآوری و کشف فضاهای جدید نباشد باعث می‌شود زبان ادبی ما یک سیر قهقرایی پیدا کند و از زمان و زمانه خود عقب بمانیم. هر چند از پیش کسوتان نیز آثار خوبی در مورد مهدویت داریم و جوانان باید از این آثار کسب تجربه کنند ولی خوب است گاهی نیز پیشکوستان به خود نهیب بزنند که با تلاش بیشتر به کشف مضامین تازه‌تر و بکرتر بپردازند و ابعاد و زوایای مغفول مانده شخصیت‌ها و آموزه‌های دینی که به آنها پرداخته نشده را مورد توجه قرار داده و به تولید اثر بپردازند و با توجه به زمان سخن بگویند. 


غزلی مهدوی به نام «ظهور» از رضا اسماعیلی به دوست داران امام زمان و جویندگان تنها راه، تقدیم می شود. 

نشسته‌ام به گذرگاه ناگهانی سرخ
 در انتظار خطر زیر آسمانی سرخ 

نشسته‌ام که بچینم عبور طوفان را
 ز جاده‌های اساطیری زمانی سرخ 

بر آن سرم که بخوانم نمازی از آتش
 اگر که شعله بگوید شبی اذانی سرخ 

تمام هستی من دفتری غزل آتش
 و سهم من ز تمام جهان زبانی سرخ 

خدا کند دل من در صف خطر باشی
 شبی که واقعه می‌گیرد امتحانی سرخ 

در انتهای حماسی‌ترین شب تاریخ
 ظهور می‌کند آن مرد آسمانی سرخ 

به قاف خوف و خطر تا ظهور آن موعود
 خدا کند دل من منتظر بمانی سرخ
 
(به نقل از نشریه الکترونیکی ساعت صفر)
تهیه و تنظیم: علی شیروی
نظرات ()